20شهریور یا20مهر...؟؟

تقریبا همه ما ماجرای تلخ و انزجارآور سلاخی یک خرس مادر به همراه دو فرزندش را در دامنه‌های مشرف به دهستان ونک از توابع شهرستان سمیرم به یاد داریم.این ماجرای تاسف بار باعث شد گروهی از تشکل‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه محیط‌زیست و حقوق حیوانات با انتشار بیانیه‌ای، خواستار نامگذاری روز20 شهریورماه به عنوان روز مبارزه با خشونت علیه حیوانات شوند.
این تشکل‌ها، با بیان اینکه اعتراضات مردمی پس از انتشار فیلم کشتار خرس‌ها در تاریخ ایران بی‌سابقه بود، در بیانیه خود آورده‌اند: «حیوان‌آزاری و نامهربانی با حیوانات رخدادی نادر نیست، اما گاه برخی رخدادها جریان‌ساز می‌شود و می‌تواند برای همیشه در ذهن انسان‌های باوجدان جای بگیرد.» به همین دلیل، آنها نوشتند: «ما گروه‌های فعال حقوق حیوانات و محیط زیست، سازمان‌ها و گروه‌های زیست‌محیطی و فرهنگی به همراه شخصیت‌های حقیقی این عرصه خواستاریم که فاجعه مرگ خرس‌ها برای همیشه در تاریخ ایران ثبت و ضبط شود.»

اما آیا براستی کثرت دارد تعدادکسانی که  از انتشار خبر دیگری در همان منطقه، روستای ونک سمیرم ؛ یعنی روستایی که یکی از باغدارانش به بهانه ممانعت از آسیب رسیدن به درختان میوه‌اش، آن سه خرس را به شکلی ددمنشانه کشته بود؛اطلاع دارند؟؟

این رخداد امیدبخش و زندگی‌آفرین که هرگز نتوانسته بازتابی چون رخداد تلخ نخستین در رسانه‌های گروهی و دنیای مجازی بیابد مربوط می شودبه تلاش گروهی از باغداران ونکی، به رهبری غلام امیری که کوشیده‌اند تا یک خرس ماده را که در یک حوضچه ایزوگام‌شده‌ گیر کرده بود، نجات داده و او را تا نزد جفتش در ارتفاعات شمس‌آباد مشایعت کنند.

 چه شده است ما را... اگر کار آن باغدار سمیرمی که اقدام به قتل فجیع آن خرس مادر و دو فرزندش، آن هم به جرم آسیب رساندن به درختان باغش کرد بد است - که حتما هم بد و انزجارآور است – به نظرم کار آن باغداران همشهری‌اش در همان روستای ونک سمیرم که بیش از دو ساعت کوشیدند تا یک خرس دیگر را از خطر غرق شدن در یک استخر پر از آب نجات دهند، بسیار شایسته تقدیر و انعکاس است. اگر نفر نخست را به زندان افکنده و جریمه می‌کنیم، باید نفر دوم را تکریم کرده و نامش را بارها و بارها در رسانه‌ها تکرار کنیم. باید همه بدانند که در این مملکت غلام امیری‌ها و محمد قدسی‌ها هم زندگی می‌کنند که می‌کوشند با به خطر انداختن جانشان، جان یک خرس را در سمیرم یا خلخال یا جان یک پلنگ را در منطقه حفاظت‌شده گلول سرانی (خراسان شمالی) نجات دهند.
بله، اینجا هم ایران است... سرزمین کوروش و فردوسی و حافظ و خیام و نیمای بزرگ که یگانه سرودشان خردمندی و عشق‌ورزی و دوست داشتن بود... بیاییم همه به افتخار هموطن بودن با غلام امیری و محمد قدسی‌ها، تمام قد بایستیم و رفیق آسمانی‌مان را شکر کنیم. بیاییم اگر می‌خواهیم روزی را در حمایت از مهرورزی با حیوانات نام‌گذاری کنیم، بهانه آن نام‌گذاری، نجات جان یک حیوان باشد نه سلاخی او. پس آیا بهتر نیست به جای 20 شهریور، بیستمین روز از نخستین ماه پاییز، ماه مهر را به نشانه مهرورزی با حیوانات گرامی بداریم و از آنهایی که به جای هماوردی با حیوانات، هم‌ دردی با آنها را ترویج می‌کنند، تکریم کنیم و این فرهنگ را امتداد دهیم.

این ها تصاویر همان هم وطنان شایسته تقدیری است که برای نجات جان خرسی جانشان را به خطر انداختند و ثابت کردند که عشق به طبیعت و زیستمندان پاکش در نزد ایرانیان نهادینه شده است. درود بر غلام امیری و دوستان هم ولایتی اش که بی سر و صدا و بی منت به طبیعت وطن مهربانی می کنند و مایه افتخار ایران و ایرانی هستند.

مردانی که ناجی خرس گرفتار در استخرآب شدند

غلام امیری

برگرفته ازروزنامه شرق (ستون نگاه سبز)

/ 4 نظر / 39 بازدید
محسن

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه . اينم آدرسش http://bestiran.cz.cc/addurl.php

عامری

من همش فکر میکردم چرا همش نشستیم وشعار میدیم حالا میبینم هستن جوانمردانی که از جان خود ایچنین میگذرند خیلی خوشحال شدم.[خنده]

حسین زاده

درود بر شما وبلاگ شما رو مطالعه کردم و از محتوای اون راضی ام،گرچه دانشجویان باید بسیار پر حرارت تر از این فعالیت نمایند ،نه تنها در سطح سایبر بلکه در حوزه های اجتماعی شهرستان باید نقش مهمی رو در حفاظت از محیط زیست و جلوگیری از تخریب اون انجام بدهند،البته با توجه به گستردگی اینترنت و در دسترس بودن برای همه دانشجویان انتظار میرفت حضور این عزیزان در اینترنت بیش از اینها باشه ،بنده بعنوان عضو کوچکی از این جامعه و کسی که هنوز هم برای وطن و محیط زیست اون دل نگران است میتونم به نوبه خودم سهم کوچکی رو در فعالیتهای اجتماعی شما عزیزان داشته باشم،لازمه که قید کنم بنده خودم فارغ التحصیل همان دانشگاه بودم و در حال حاضر بعنوان کارشناس محیط زیست در یک واحد صنعتی مشغول به فعالیت هستم، به امید ایرانی آزاد و آباد

رجایی

همکار گرامی خانم/آقای حسین زاره من دانشجو هنوز اول راه از پشتیبانی اساتیدم در گروه ناامید شدم بودن تو انجمن هم درکنار فوایدش که بیشتر بیشترش تجربه برای خودمه چیزی جزاجرایی شدن چندتا ایده تو ذهن نبود چرا که خیلی بهتر از اینا میتونست باشه پس تنها راه حل رو ادامه تحصیل میدونم واقعا چه توقعی از ماست نمیدونم شما تو دوران دانشجویی تون توی این دانشگاه چه فعالیتهایی داشتین اما الان اینجا تو انجمن نه حمایت بچه های محیط زیست رو داریم نه حمایتی که از اساتیدمون نه همه من توقعش رو داریم فکر میکنم پاسخ نظرتون درمورد محیط بان و شیراحمد رو هم داده باشم نمیدونم این بخاطر حرفای بقیست یا نه که دانشجو اینقدر بی بخار شده اما وضع ما اینجا همینه با این حال من و چند نفر از دوستان قلیل که به جرات میتونم ازشون اسم ببرم آماده همکاری هستیم تا وقتی که تو این دانشگاهیم چرا که رفتن از اینجا و فراموش کردن همه چیزا یه طرف وپشیمانی هایی که سراغمون میاد و میگه میتونستین بهتر ازاین باشین یه طرف