ساعت 7:40 روز چهارشنبه 25/2/92 با حرکت در مسیر جاده منتهی به بهشهر استان مازندران سفر خود را برای بازدید از پناهگاه حیات وحش میانکاله و بهشت پرندگان ایران پیش گرفتیم .البته غنا و تنوع گونه ای پرندگان در فصل زمستان بیشتر است و با این وجود همه تلاش من برای راه انداختن این باردید به سرانجام رسید چراکه برای من که روزهای آخر تحصیلم در گرگان را بسر میبرم و از این پس برای ادامه تحصیل به شهر خود میروم و آنجا خبری از تالاب نیست فرصت گرانبهایی بود.

با ورود به منطقه در ساعت9:30 دقیقه با مینی بوس از میان جنگل انار وحشی و تمشک که هرلحظه بر تراکم ان افزوده می شد به سمت ساحل برای پرنده نگری رفتیم در مسیر فراوانی زنبورخوار ها و جلوه رنگ آمیزی آنها رخ می نمود.

با پیشروی در ساحل و رکورد اگرت کوچک .کاکایی سرسیاه و کاکایی ارمنی و سنقر تالابی و ... و در مسیر برگشت برای اتراق در دشتی که فراوانی دام اهلی متعجب کننده بود فلشینگ قرقاول و هدهد را داشتیم.  بعد گذشتن از جنگل که گونه های معمول شمال مثل توسکا و ممرز و ... را داشت  مسیر خط ساحلی میانکاله را در پیش گرفتیم مسیر طولانی اما زیبا چراکه دیدن دوباره دریا و تمیزی ساحل آنجا و بوی دریا و نسیم دریایی خاطره انگیز شد در مسیر حرکت کاکایی اقیانوسی که دیدن آن کمتر امکان دارد و دسته چندتایی سلیم کوچک را تا رسیدن به محیط بانی میان قلعه داشتیم . با مشاهده تنوع پرنده  در تالاب کوچک پشت محیط بانی توسط مهندس شیخی که بعنوان پرنده شناس مارا همراهی می کرد پرندگان کنار آبزی نظیر تلیله شکم سیاه .فالاروپ گردن سرخ و سلیم طوقی و زیباتر و باشکوه تر از همه فلامینگو رارکورد کردیم.

 البته لذت عکاسی از فلامینگو ها طولی نینجامید و طبق معمول همیشه یک نفر باعث پرواز دسته جمعی آنها شد (فکر کنم بلااستثنا در هر بازدیدی یک نفر عامل و محرک  پرواز داریم ) بعد از آن قدم زدن در اسکله منتهی به مرکز صید پرستوهای دریایی و دیدن عکسهایی از فک خزر توسط محیط بانان را دیدیم.خیلی جالب بود که کف مرکز را تخته چوبهایی با عرض کم کار کرده بودند که هنگام راه رفتن  دریا و امواجش زیر گامهایمان دیده می شد.

بعد از استراحت و برنامه نهار روی اسکله به سمت مرکزی که برای احیا ببر آماده کرده بودند رفتیم البته محیط بانان کوشا آنجا نبودند و ما با میزبانی مگس گیر خالدار و قرقاول نر(بالاخره قرقاول نر را در طبیعت دیدم) و ماده و زنبور خوار و دلیجه و مار و پرستوها مواجه شدیم .بعد از آن در مسیر برگشت در کنار کشتی بگل مانده لذت دوباره قدم زدن در ماسه ها و در آوردن خستگی کنار دریا را تجربه کردیم.راستی 3بار مینی بوسمان به ماسه نشست و این هم خاطره ای شد.

روز بسیار خوبی بود جای دوستان عزیزم خالی... چقد دلم میخواست لذت پرنده نگری را با خانم رشیدآبادی و راه رفتن روی ماسه ها را با خانم نزل آبادی و کل بازدید را با بهترین دوستانم تجربه کنم ...دوستان گرگان هم که من و میانکاله را به امتحانات فروختن عینک به امید موفقیت همه دوستان .

 با تشکر ویژه از آقای مهندس مقصودلو و آقای مهندس شیخی