این بازدید در قالب سفرنوروزی من به زادگاهم قوچان در تاریخ 8/1/90 صورت گرفت.با انجام هماهنگی های لازم من و دو نفر از همراهانم شهر قوچان را در ساعت 5:30 صبح از شهرکهنه و میدان فلسطین در مسیر جاده درگز(به سمت باجگیران)ترک کردیم.جاده از دل صخره ها و دره های زیبا و مه آلود عبور می کرد، البته این مسیر برای من که قبلا زائر امامزاده عبدالرحمن بودم آشنا بود.در طول مسیر رسیدن به پاسگاه با همراهانم در مورد پتانسیل ها و ارزشهای طبیعی مناطق صحبت می کردم و علاقه این دوستان دوستار محیط زیست با دیدن تابلوهای زرد رنگ مخصوص سازمان که روی آن نام منطقه حفاظت شده دربادام حک شده بود بیشتر می شد.


بعد از استقبال گرم آقای موسی غلامزاده و مجتبی ذاکری و دیدن روستای مجاور و پاسگاه و صرف صبحانه فیلد را با حرکت از جاده مرز بین دو منطقه قرچغه و دربادام در ساعت7:50آغاز کردیم(ضمنا محیط بانان وقتی فهمیدند دانشجوی سبزوارم از اقای یوسفی و اطلاعات محیط زیستی که داشتند صحبت می کردند)

بعد از صحبتهایی که با محیط بانان در رابطه با مسائل منطقه داشتیم که نکات آموزنده ای رو به من آموخت ،رسیدیم به باجگیران ،شهر هم مرزترکمنستان که یکی از محیط بانان درفاصله توقف کوتاهمان در اینجا مرز کشور دوست و تاسیسات آن را نشانمان میداد و به می گفت از اینجا تنها فاصله45کیلومتر تا عشق آباد وجود دارد.

مسیر را برای رسیدن به منطقه شاخص که نشانگر نمایی کلی از منطقه بود ادامه دادیم و در عین حال حواسم به نمونه های جانوری و ارسسستان و زرشک های وحشی و پوشش گیاهی منطقه بود.

 

در این موقع از سال حضور انسان به چشم نمیخورد اما به گفته محیط بانان بعد از این زمان ما  حضور فعال دامدار و دام و عشایر و زنبوردارها را داریم .

امید برای دیدن قوچ و میشهای سنگین که انتظارحتی دوقلوزاییشان از12 اردیبهشت به بعد می رود (البته بعد ازاین زمان بیشتر گونه های منطقه بدلیل امنیت بیشتر(به لحاظ جاده آسفالته وسگهایی که در منطقه ما هست) از مرز عبور کرده و به ترکمنستان می روند) با توقف کوتاهی که در پای ارس های پابرجا که ظاهرشان نشان از سن بالایشان داشت و دیدن ردپا و دوربین کشیدن میسر شد مسیر را برای نزدیک تر شدن به آنان ادامه دادیم(آخه ما خیلی خیلی دور بودیم و اینجا بود که به دقت نظر محیط بانان یقین کردیم). 

رسیدیم به منطقه سفید کوه که به تعبیری همان قلب منطقه بود برای دیدن گونه از کوه روبروی سفید کوه با لارفتیم ...اینجا بود که 13راس اووییس اورینتال که میش های بارداراین گله درحال چرا بودند را دیدیم بعد از مشاهده آنان بدلیلی که نمیگم ما دلیلش بودیم اونا رم کردند و رفتند من هم از دامنه دیگر کوه پایین آمدم طبیعت زیبا بود با نسیم بهاریی که به منطقه جان میداد بعد از آن به سمت مرتعی که قوچ و میش در آن چرا کرده بود رفتیم .اون بالا خیلی قشنگ بود و وصف ناپذیرفقط عکس میگرفتم که مبادا بعدا حسرت به یاد آوردنش رو بخورم... در این بین پرندگان شکاری بالای سرما وکبک هایی که از این سو به آن سو میرفتند و خزندگانی که چابک تر از ما بودند جلب توجه می کرد.

به سمت ماشین برگشتیم و مهمان چای آتشی محیط بانان شدیم (البته طعم چایی که روز قبلش سر،زمین روستا خورده بودیم رو نداشت)بعد از آن مسیر را از قلب منطقه به سمت چشمه ادامه دادیم اما برفی که هنوز روی زمین و مناظر رو سفید پوش کرده بود مانع پیش روی ما می شد و بالاخره بعد از 2بار نگه داشتن ماشین، پیروز شد البته برای بازرسی منطقه مسیر را پیاده ادامه دادیم هرچه بالاتر میرفتیم جذابیت منطقه بیشتر می شد دیدن چک چک های منطقه و درجابال زنی های دلیجه و حضور گونه های دیگرهمراهی یمان می کرد ولی حیف ادامه مسیر حتی برای پیاده روی هم، دیگرمناسب نبود پس مسیری را که از وسط روستای قرچغه میگذشت برای رسیدن به منطقه امن دربادام در پیش گرفتیم.

دیدن پایکا وپرندگانی نظیرسسک همراه با صحبت از روشهای شکارشکارچیان و باز گیران و دیدار محیط بانان با مردم محلی ازنتایج انتخاب این مسیر بود.

به قول یکی از همراهان پس ازکوهنوردی با ماشین از جاده آسفالتی که بخاطر مرزی بودن مورد توجه قراربود به منطقه ای نزدیک آسمان و محلی که عدم استفاده از علوفه ای که برای تغذیه دستی ریخته شده بود ونشان از وضعیت غذایی مناسب منطقه برای کل و بزها داشت رسیدیم صدای کبک وآرامش منطقه با وسعت دیدی که برایمان فراهم شده بود سازگاری داشت.

با مشاهده خزندگان چابک و بدلیل عدم وجود جاده ماشین رو و زمان روبه اتمام ما برای حضور در منطقه به پاسگاه برگشتیم و پس از صرف نهارکه حالا خیلی از موقش گذشته بود با خداحافظی از محیط بانان دلسوز که جز عشق به کار، پشتوانه ی دیگری ندارند طبیعت به ظاهرآرام اما پر جنب و جوش اینجا را هم بدرود گفتیم. در مسیر دیدن سنگ چشم دم سرخ بعد ازمشاهده اون همه سنگ چشم خاکستری در شیراحمد و توران و...که تو زمستون دیده بودم جالب بود. حالا جاده برگشت که صبح مه آلود بود به و ضوح دیده می شد ... برگشتیم به قوچان و بقیه عید دیدنی هامون رو که همراه شد با 2تا عروسی محلی گذراندیم.

در اینجا نیز طبق روال معمول مراتب سپاس خود را از جناب آقای حسین زاده ریاست اداره حفاظت محیط زیست قوچان و آقای حسنعلی پور ومحیط بانان منطقه و آقای ابوالفضل ایزی و خانم تکتم رفیعی بابت همراهی بنده بجا می آورم.